من و خدا!
این که بدانی یکی هست که دوستت دارد، حس خوبی برایت ایجاد می کند.
همیشه سرحال و پر انرژی...
این که یکی باشد که دوستش داشته باشی حس امیدواری برایت دارد.
این که بدانی هر دو تا همزمان هست؛ یعنی دوستت دارد ودوستش داری؛ و هر دو طرف این را بدانند باعث می شود هیچ چیز برای رسیدن به خواسته هایت جلو دارت نباشد...
اما گاهی هی ناز می کند...
و یکی در میان جوابت را می دهد.
باز هم جای امیدواری هست!
اما گاهی هر چی request ارسال می کنی، طرف respons نمی کند...و می مانی واقعاً دوستت دارد یا نه!
حکایت زندگی ما هم همین شده...
هر چه به سمت درگاه خدا request ارسال می کنیم هیچ جوابی respons نمی شود. انگار web service یا شبکه خدا با ما قطع شده...
حتی خطا هم نمی دهد!
اینگونه خیال می کنی تو را نادیده می گیرد و برایش مهم نیستی!
بعد باز می مانی چرا می گویند خدا بنده هایش را دوست دارد !!؟
پس چرا اینقدر بی محلی می کند!!؟
راستش وقتی خدا اینگونه با ما رفتار می کند، توقعی از بنده هایش نمی ماند تا تکلیفت را معلوم کنند!
همیشه سرحال و پر انرژی...
این که یکی باشد که دوستش داشته باشی حس امیدواری برایت دارد.
این که بدانی هر دو تا همزمان هست؛ یعنی دوستت دارد ودوستش داری؛ و هر دو طرف این را بدانند باعث می شود هیچ چیز برای رسیدن به خواسته هایت جلو دارت نباشد...
اما گاهی هی ناز می کند...
و یکی در میان جوابت را می دهد.
باز هم جای امیدواری هست!
اما گاهی هر چی request ارسال می کنی، طرف respons نمی کند...و می مانی واقعاً دوستت دارد یا نه!
حکایت زندگی ما هم همین شده...
هر چه به سمت درگاه خدا request ارسال می کنیم هیچ جوابی respons نمی شود. انگار web service یا شبکه خدا با ما قطع شده...
حتی خطا هم نمی دهد!
اینگونه خیال می کنی تو را نادیده می گیرد و برایش مهم نیستی!
بعد باز می مانی چرا می گویند خدا بنده هایش را دوست دارد !!؟
پس چرا اینقدر بی محلی می کند!!؟
راستش وقتی خدا اینگونه با ما رفتار می کند، توقعی از بنده هایش نمی ماند تا تکلیفت را معلوم کنند!
وقتی وسط حرف زدن disconect می شوند و می روند و پشت سرشان را هم نگاه نمی کنند...
انگار نه انگار اصلاً بودی...
نیستی...
و نخواهی بود...
روزها منتظر می مانی...
اما به هیچ نتیجه ای نمی رسی بالاخره می مانی ( ؟ ) یا نه!
همین!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 11:26 توسط آ ی و ر
|