وجودشو داشتم
نمیدونم چی بگم..
اما دیگه شورشو دراوردن...
خسته شدم از این کارخونه...
از این کارگاه..
از جایی که خاطزات خوب و بدی واسم رقم زد..
از بعضی از این اپراتورهای مزخزف...
بعد ۶ سال هنوز هم نمی دونه فشار را از کجا بخونه..
تیکه انداخت...
-فقط این کار رو خوب بلدی...
-.....
---اولا تو نه و شما شاید
الان که فکر می کنم به عمق حزفش پی بردم..
۸ ماهی بود که من..میل۳ و ۴...مانومتر...بحث ...
کاش توی اون روزهای پاک می موندیم....
امروز به شدت یه لزوم وجودبعضی ادما پی بردم...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 19:38 توسط آ ی و ر
|